يك گاهنامهٴ سرياني مربوط به سالهاي 25 تا 1018، همراه با ترجمهاي از آن به زبان عربي، توسط الياس بارشينايا تأليف شد.
هيچ اثر تاريخي درخور توجهي را از اين دوره به چيني يا ژاپني نميشناسيم. درست است كه تأليف تاريخ تئانگ از اين پس آغاز شد، ولي تا عصر بعدي به اتمام نرسيد.
9. زبانشناسي آلماني، عبري، سرياني، و چيني. تأكيد اهميت لغوي ترجمههاي نوتكر از لاتيني به آلماني ضروري به نظر نميرسد. اين ترجمهها قديمترين يادگارهاي آثار علمي يا فلسفي به زبان آلماني است. مساعي نوتكر را براي ترويج استفاده از زبان مادري خويش ميتوان با اقدامات شاه آلفرد برابر شمرد، كه يك قرن پيش براي تشويق استفاده از زبان انگليسي به كار رفته بود، ولي نوتكر روي هم رفته موفقيت بسيار كمتري داشت.
ابن جَناح سرقسطي، بزرگترين زبانشناس عبري در قرون وسطي، كاري را كه به وسيلهٴ نحويان يهودي اسپانيا در نيمهٴ دوم سدهٴ دهم آغاز شده بود، به كمال رساند. او يك دستور زبان و يك واژهنامهٴ عبري، هر دو را به زبان عربي تأليف كرد. سمويل لاوي از تلموديان قرطبه آثار متعددي راجع به دستور زبان نوشت؛ عليالخصوص كتاب الاغنيا.
الياس بارشينايا كتابي در دستور زبان سرياني و كتابي در لغت عربي به سرياني نوشت كه آخرين واژهنامهٴ سرياني دورهٴ قرون وسطي بود. الياس طيرهان، جاثليق نسطوري، مجموعهاي از شرايع كليسايي را تحرير كرد، رسالهاي در علايم تلحين، و رسالهاي در باب دستور زبان سرياني نوشت كه در آن براي اول بار شيوههاي عربي معمول شده بود. بدين ترتيب دور به آخر رسيده بود، چون ديدهايم كه رشد اوليهٴ دستور زبان عربي از روي سرمشق سرياني در نيمهٴ اول سدهٴ هشتم تقويت شده بود. ولي عربها و ايرانيان در زمينهٴ دستور زبان نبوغي بيش از سريانيان داشتند و نيرويشان هم بيشتر بود. عجبي نيست كه پس از سه قرن تكامل وضع معكوس شده بود؛ حال نحويان عرب معلم و نحويان سرياني شاگرد شده بودند.
در همين اثنا، لغتنويسي چيني به پيشرفت خود ادامه داد. چئن پئنگ - نين واژهنامهٴ آوايي لوفا - ين و واژهنامهٴ تصويري
كويه - وانگ را تهذيب كرد. تهذيب او مبناي همهٴ تحريرهاي جديد قرار گرفت. سونگ چئي محرر اصلي، واژهنامهٴ آوايي بزرگي به نام چي يون بود، كه بالغ بر 50,000 لفظ داشت. تينگتو از همكاران سونگچئي واژهنامهٴ كوچكتري از همان نوع تأليف كرد به نام لي پو يون لوئه كه شامل 10,000 واژه بود. اين واژهنامهٴ كوچكتر رواج زيادي يافت.
10. اشارات نهايي. وقتي ميخواهيم ترازنامهٴ نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم را مورد رسيدگي قرار دهيم، فوراً متوجه غيبت ژاپن ميشويم. سهم هند و بيزانس هم چندان درخور توجه نيست، چون معرف هند شريدارا، يعني رياضيداني درجه دوم است، و معرف بيزانس دو پزشك، كه مطمئن نيستيم يكيشان هم واقعاً در همين عصر برآمده باشد. اتفاق چنين افتاده كه برخي از